سفر
به نظر شما كدام روستا،شهر و يا كشور براي يك سفر ۵ روزه مناسب هستند؟
خواهش ميكنم دلايل خودتون رو هم ذكر بفرماييد.![]()
به نظر شما كدام روستا،شهر و يا كشور براي يك سفر ۵ روزه مناسب هستند؟
خواهش ميكنم دلايل خودتون رو هم ذكر بفرماييد.![]()
يكي از بهترين سايتهايي كه من در اينترنت به آن برخورده ام اين سايت است:
اين سايت درباره چگونگي انجام هركاري روشي را ارائه مي دهد. مثلا من مي خواهم بدانم كه چگونه منظم تر شوم و اين جمله را جستجو مي كنم: How to be more organized .آنوقت ميبينم كه افراد مختلف به آن پاسخ داده اند و مي توانم از تجربيات آنها استفاده كنم.
ممكن است در نظر اول كمي ساده باشد. خود من دفعات اول خيلي به اين سايت اهميت ندادم. ولي بعد از مدتي ديدم كه تجربياتي را كه خوانده ام در ذهنم مونده و دارم از آنها استفاده ميكنم...
تا به حال دقت كردهايد كه خانمهاي روستايي دامن و شلوار و يا پيراهن بلند و شلوار را با هم ميپوشند؟
و آيا تا به حال دقت كرده ايد كه بعد از انقلاب هم به زنان دستور داده شد همين پوشش را داشته باشند؟
اين موضوع شايد ديگر خيلي مهم نباشد. اما نكته اصلي اين است كه چرا بايد پوشش زنان روستايي به عنوان پوشش اصلي زنان اعلام شود؟
آيا اين موضوع از محل تولد و رشد سردمداران انقلاب خصوصا در آن زمان ناشي ميشود؟
و از اين مهمتر چه موارد ديگري نظير اين موضوع به جامعه تحميل شد؟
تا به حال شده که از بعضی از افکارت خیلی لذت ببری؟
من گاهی شاید دو یا سه بار در سال از بعضی از افکارم آنقدر لذت می برم که تا مدتها از یادآوری اش منقلب می شوم..
نوعی لذت روحی است که قابل بیان نیست.
یک موضوع ناب را انتخاب میکنم و بعد تا آنجا که بخواهم درباره اش فکر میکنم.
البته موضوعش باید خیلی ناب باشد تا بتوان به اوج رسید...............
تا حالا شده یک باره احساس کنی که دور و برت(البته که منظورم دنیای واقعی است نه مجازی!!) آدم حسابی وجود نداره؟ ![]()
دیروز مغزم قفل کرده بود روی حرفهای اطرافیان و دیدم که ای وای.. همش حرفهای تکراری از یکسری اتفاقاتی که در طول روز براشون افتاده. اون هم فقط توصیفی و احساسی نه منطقی و عقلانی!
- رفتم سوار ماشین بشم دیدم کلیدو جا گذاشتم. بعد رفتم بالا کلیدو ور داشتم و ...نمی دونم آدم چرا باید سعی کنه مودب باشه و به طرف نگه من وقت و حوصله شنیدن این حرفا رو ندارم..
دلم برای رفتن به جمع دوستانه ای تنگ شده که بشینیم و حرف بزنیم و از شنیدن لذت ببریم.
دلم برای اونجور آدمهایی تنگ شده که هر کدام دنیایی هستن و نیم ساعت صحبت با اونها از صد سال صحبت با بقیه بیشتر ارزش داره..
کو همنفسی، اهل دلی، نیک سرشتی...
هنوز هم درگیر تظاهر هستم..
امروز در یکی از خیابانها شاهد این بودم که ماشین پلیس خلاف و در خط مخصوص اتوبوس حرکت می کرد و در حال ماموریت هم نبود. وقتی ماشین پلیس دیگری از رویه روی او آمد، بلافاصله آژیر کشید و وانمود کرد در حال ماموریت است..
پلیس تظاهر به اجرای قانون می کند و مردم هم البته تظاهر به اجرای آن..
اگر هر مقامی تظاهر به اجرای قانون کند مردم هم همین کار را خواهند کرد.
اگر هر مقامی تظاهر به این کند که کار می کند اما در واقع در حال تجارت برای خود و خانواده اش باشد، مردم هم تظاهر به همان خواهند کرد. اینجاست که مملکت می شود پر از دزدهای متظاهر به راستگویی و امانت داری...